خانه دوست کجاست...

باسلام خدمت دوستان عزیز...مینا هستم, لیسانس ادبیات فارسی رو دارم و بسیار به کارهای هنری علاقمندم...روزگار جوانی بسیار دلنشین و سرشار ار خاطرات دارم....روزهای دانشگاه بسیار دلنشین و هیجانی گذشت و ....روزهای جوانی ام با دوست عزیزم آزیتا و خاطرات خوش و بیاد ماندنی...خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید و از نظرات سازنده شما عزیزان استقبال میکنم...

زمزمه عاشقانه برای آنکه دوستش می دارید.
نویسنده : مینامینایی - ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤
 

 آرامتر بگذر ...
ای مسافر ! ای جدا نشدنی ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببینمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نمیدانی ... سفرت روح مرا به دو نیم می کند ... و شگفتا که زیستن با نیمی از روح تن را می فرساید ...
بگذار بدرقه کنم واپسین لبخندت را و آخرین نگاه فریبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که می روی کمی هم واپس نگر باش . با من سخنی بگو . مگذار یکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمی تابم ...
جدایی را لحظه لحظه به من بیاموز... آرام تر بگذر ...
وداع طوفان می آفریند... اگر فریاد رعد را در طوفان وداع نمی شنوی ؟! باران هنگام طوفان را که می بینی ! آری باران اشک بی طاقتم را که می نگری ...
من چه کنم ؟ تو پرواز می کنی و من پایم به زمین بسته است ...
ای پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمی دانی ... نمی دانی که بی تو به جای خون اشک در رگهایم جاریست ...
از خود تهی شده ام ... نمی دانم تا باز گردی مرا خواهی دید ؟؟؟

 


 
 
یکی را دوست میدارم...
نویسنده : مینامینایی - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠
 

-او را دوست می دارم

   

  به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم

    ولی افسوس!

     او هرگز نگاهم را نمی خواند

      او برگ گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند!

  به مهتاب گفتم ای مهتاب

    سر راهت به کوی او سلام من رسان و گو که

      او را دوست می دارم

        ولی افسوس

  یکی ابر سیه آمد ز ره روی ماه تابان را بپوشانید

 

       صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت

       بگو از من به دلدارم که

      او را دوست می دارم

  ولی افسوس

   ز ابر تیره برقی جست و قاصد را میان ره بسوزانید!

     کنون وامانده از هرجا دگر با خود کنم نجوا

     یکی را دوست می دارم

        ولی افسوس...

    او هرگز نمی داند

  


 
 
 
نویسنده : مینامینایی - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٠
 

دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد
داستان غم پنهاني من گوش كنيد
قصه‌ي بي سر و ساماني من گوش كنيد
گفت وگوي من و حيراني من گوش كنيد
شرح اين آتش جان سوز نگفتن تا كي
سوختم سوختم اين راز نهفتن تا كي
روزگاري من و دل ساكن كويي بوديم
ساكن كوي بت عربده‌ جويي بوديم
عقل و دين باخته، ديوانه‌ي رويي بوديم
بسته‌ي سلسله‌ي سلسله مويي بوديم
كس در آن سلسله غير از من و دل بند نبود
يك گرفتار از اين جمله كه هستند نبود
نرگس غمزه زنش اينهمه بيمار نداشت
سنبل پرشكنش هيچ گرفتار نداشت
اينهمه مشتري و گرمي بازار نداشت
يوسفي بود ولي هيچ خريدار نداشت
اول آن كس كه خريدار شدش من بودم
باعث گرمي بازار شدش من بودم
عشق من شد سبب خوبي و رعنايي او
داد رسوايي من شهرت زيبايي او
بس كه دادم همه جا شرح دلارايي او
شهر پرگشت ز غوغاي تماشايي او
اين زمان عاشق سرگشته فراوان دارد
كِي سر برگ من بي سر و سامان دارد

پيش او يار نو و يار كهن هر دو يكي‌ست
حرمت مدعي و حرمت من هردو يكي‌ست
قول زاغ و غزل مرغ چمن هر دو يكي‌ست
نغمه‌ي بلبل و غوغاي زغن هر دو يكي‌ست

گر چه از خاطر وحشي هوس روي تو رفت
وز دلش آرزوي قامت دلجوي تو رفت
شد دل‌آزرده و آزرده دل از كوي تو رفت
با دل پر گله از ناخوشي خوي تو رفت
حاش لله كه وفاي تو فراموش كند
سخن مصلحت‌آميز كسان گوش كند

وحشي بافقي

۱


 
 
 
نویسنده : مینامینایی - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢
 


 
 
چشمان دریایی
نویسنده : مینامینایی - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢
 

آن چشمانت کدامین دریای پاک است که می توان طلوع زندگی را در آن دید یا تبسم شیرینت کدامین ترانه ی زندگیت است که میتوان با آن فرشته ها را وسوسه کرد .

 برایت می نویسم و فقط از تو می خوانم چون معجزه کردن را از تو یاد گرفتم اعجازی که دستان تو را می ستاید کلید گشایشگرتمام در های بسته است...

 .  راهای پیچ درپیچ و کوچه های تاریک و خموش فرداها با تو جاده آسمانی می شود .

با تو می توان رنگین کمان را بخش کرد ، با تو می توان همسفر رود شد ،

با تو می توان کوچ را بهانه شیرین سفر کرد ، با تو می توان پرواز کرد و از خاک دل کشید ،

با تو می توان رنگ طلایی خورشید را دید و روزنه روزنه نور شد ،

با تو می توان تمام جدایی ها را پاک کرد و انشای با هم بودن را از نو نوشت...

 با تو می توان شیطنت قاصدک ها را در بازی نسیم دید ، با تو می توان ذره ذره زندگی را احساس کرد ...


 
 
برایت مینویسم...
نویسنده : مینامینایی - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢
 

اگر برایت بنویسم واژه ها را کم خواهم آورد ، اگر برایت بخوانم سطرها را گم خواهد کرد ، چرا که تو در کنج خاک و خیس خورده ام چون شمعی روشن همواره کعبه پروانه های عاشقی هستی که طواف بر تن اشک ریزت را می پرستند .

 چقدر زیبا ابهام خیالت ثانیه های خاکستری را شعله می لرزاند و چه معصومانه نوازش دستانت گل یخ زده  بی مهری را در میان سرزمین ترک خورده سکوت غرق در شبنم می کند.

به یاد روزی که شعشعه لبخندت خورشید را از طلوع شرمنده کرد من هر روز طلوع هنگام نقش چشمان مهربانت را در آسمان نیلی نقاشی می کنم که به یاد آوری دستانی در التماس نقشی از چشمانت همواره رو به آسمان است .

 وقتی سه تار گیتی نواخته می شود من همان ترانه ای هستم که در زمزمه زندگیت جاری است .

 کوچکترین فرازی که بر کلک خیالم سواری می کند همان خواهش با تو بودن است که مرا بر آن می دارد که باز برایت بنویسم و باز برات بخوانم ، هر چند از واژه ها و سطرها نمی توان ترا احساس کرد ...


 
 
نام شعر : نشانی
نویسنده : مینامینایی - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱
 

حجم سبز

 

خانه دوست کجاست؟" در فلق بود که پرسید سوار.

آسمان مکثی کرد.
گذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن‌ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:

"نرسیده به درخت،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می‌روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می‌آرد،
پس به سمت گل تنهایی می‌پیچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فواره جاوید اساطیر زمین می‌مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می‌گیرد...
در صمیمیت سیال فضا، خش‌خشی می‌شنوی:
کودکی می‌بینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او می‌پرسی
خانه دوست کجاست."

  • خانه دوست کجاست


 
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۱
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com